سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
651
تاريخ ايران ( فارسى )
نيز در مركز حياط قصر ديده ميشد . اطاقهاى پادشاه ( نظير آنچه در تختجمشيد است ) داراى سقف چوبى بر خلاف اطاقهاى ديگر كه عموما طاقى بودند . مصالح و موادى كه در اين ساختمان به كار رفته از سنگهاى آهكى كاخهاى هخامنشى پستتر مىباشد كه در آن صفحات اين مواد زيادتر بوده است . ستونها از آجر تراش و با گچ اندود شده و در اينقسمت هم با مواد كاخهاى مجلل هخامنشى تفاوت كلى دارد . كاخ ماشيتا و آن در آغاز صدهء هفتم ميلادى بدست خسرو پرويز بنا شده و نسبت به « عمارت خسرو » وسعتش كمتر است ، تزئينات اين كاخ از حيث قشنگى و تناسب الحق حيرتانگيز و نميتوان نظير آن را در ساير جاهاى ايران پيدا كرد . سنگهاى سختى كه به چندين مثلث تقسيم شده و در هرقسمتى گل و بته منقوش و بعد در تمام اطراف آن شاخوبرك و حيوانات و ميوهجات نقر كردهاند كه از ميانهء آنها بسيارى از حيوانات نمودار است و ميتوان آنها را تميز داد و شناخت . در شاهنشاهى ايران هيچوقت چنين تزئيناتى كه نمونهء جمال و نفاست و ظرافت باشد ديده نشده و اين بدست مسرفانهء خسرو پرويز سبكسر در محلى كه چقدر از ايران مسافت داشته صورت گرفته است ، ولى مقدر نبود او بيش از چند سالى از آن متمتع شود . نقوش برجسته در نقش رستم مشهورتر و عاليترين شاهكار فنى شاهان ساسانى نقوش برجسته در نقش رستم و يا بطوريكه ناميده شدهاند « صورت رستم » ميباشند كه نمونههاى ديگرى و مثل آن جالبتوجه در شاپور و ساير جاها موجود مىباشد . من در فصل پانزدهم شرحى راجع بمقابر و دخمههاى پادشاهان مقتدر هخامنشى كه در تختهسنگها بريدهاند مذكور داشتم و در زير همينها است كه شاهان ساسانى شرح فتوحات و مفاخر و پيروزيهاى خودشان را با كمال اهتمام نقر كردهاند . قبل از توصيف اين تصاوير كه يكنفر وقتى كه نزديك ميرسد ميبيند آنها را كه با يك ابهت و عظمتى روى تختهسنگهائى كه سراشيب گذارده شده قرار دارند . خالى از دلچسبى نيست كه تذكر داده شود كه حقيقت آنها مثل حجاريهاى بيستون از ساليان دراز مكتوم بوده و فقط از يكصد سال است كه پرده از روى اين راز برداشته